332. پول
امروز مامانی اومد پیشمون ... باهاش رفتی پایین و مثل اینکه گیر داده بودی بری بیرون ... مامانی هم گفته بریم پول بیاریم ... اومده بود بالا با جدیت و غصه مند میگفت پووول :)))
تو ماشین میگه باگوگک گیگیگید ... یعنی بادکنک ترکید 
به مگس میگه منگس 
به سفید هم میگه سیبید
تا 10 بلدی بشمری و اینو از رو پیمونه های شیرت یاد گرفتی ... شب شیر میخوای تو خواب از 1 شروع میکنی به شمردن تا من بفهمم شیر میخوای 
هر چی تموم میشه اعم از کتاب و فیلم و اینا اخرش میگه شدددد 
مرسی رو در لحظات بامزه ای استفاده میکنی ... مثلا یه چیز رو زوری از یکی میگیری بعد خیلی بانمک میگی میسیییی
لباسهای امیتیس رو نگاه میکنم و هی میگم خدااا اینو ... بعد امیتیس لباسها رو برمیداره و میگه خدااا :*
از در میاد تو باید بخور رو روشن کنه و اگه روشن نباشه میدوه میگه بوگوگ :*
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


332. پول 
